رفتار جنسي در جامعة ما موضوعي است كه نمي‌توان درباره‌اش صحبت كرد. «زبان سكوت»، به عقيدة من، بين مردم ما، به‌ويژه زنان، زبان مناسب رفتار جنسي است. اين ادعا مبني بر نتايج تحقيقاتم است. البته نمي‌خواهم اين نتايج را به كل قشرهاي جامعه تعميم بدهم. مي‌توان گفت كه بيشتر متخصصان مسائل جنسي حتي نمي‌دانند كه مددجويانشان براي بيان مشكلات جنسي‌شان از چه الفاظ و واژه‌هايي استفاده مي‌كنند. در ملاقات پزشك و بيمار، آنها در دو وادي متفاوت سير مي‌كنند. چيزي كه ما متخصصان از كتب پزشكي غربي آموخته‌ايم با زبان و درك عموم مردم فاصله دارد. همان‌طور كه قبلاً اشاره كردم، بدون كشف زبان، ساختار و قالب‌هاي فرهنگي رفتار جنسي در جامعه‌مان، كمك به مردم در امور جنسي آنان مشكل خواهد بود.
     كشف ساختار فرهنگي‌ـ‌اجتماعي مسائل جنسي زنان چه كمكي به توانمندسازي آنان خواهد كرد
درك ارتباط بين جنس و روابط جنسي، به‌نظر من، كمك زيادي به زنان خواهد كرد. بدينوسيله چگونگي درك زنان از
 بدن خودشان و افكار جنسي و ارضاي مردان و رفتارهاي جنسي‌شان قابل بررسي و تفسير است. من مطمئن نيستم زنان ما در زندگي روزمرة خود به اين موضوعات توجه خاص داشته باشند. شايد چنين متصور است كه مسائل جنسي زنان محدود به ارضاي خواسته‌هاي جنسي مردان است و لاغير. اگر اين ارتباط جدي گرفته نشود، زنان فقط «بدن‌هاي سكسي» خواهند بود و مسائل جنسي‌شان هم محدود مي‌شود به توليدمثلشان. زنان زيادي به مرحلة توليدمثل نمي‌رسند و يا نمي‌خواهند توليدمثل داشته باشند، اما هويت جنسي دارند.
     ايدز يك بيماري جسمي است، چگونه آن را با شناخت زبان رفتار جنسي زنان مرتبط مي‌دانيد؟
 درست است. ايدز بيماري‌اي در حوزة پزشكي است. اما درك افراد از اين بيماري در برخورد آنان با مشكل مؤثر است. براي تغيير رفتار و ارتقاي سلامت جنسي و پيشگيري از بيماري‌هاي انتقالي جنسي (STDs) در بين افراد، بايد ساختار جنسي و باورهاي آنان را كشف كرد. گفتن اين جمله به مردم كه ايدز خطرناك و كشنده است كافي نيست. بايد آنها را توانمند كنيم رفتارهاي جنسي بي‌خطر و سالمي داشته باشند. بايد به زنانمان آگاهي و قدرت مذاكره با مردان در مورد ارتباطات جنسي‌شان را بدهيم تا مثلاً بتوانند، درصورتي‌كه رابطة جنسي حفاظت‌نشده به آنها پيشنهاد مي‌شود، از
        آن اجتناب كنند و يا شريك جنسي خود را مجاب به استفاده از كاندوم كنند. درگير كردن مردم در مبارزه با بيماري‌هاي انتقالي جنسي الزامي است. حركتي كه در بسياري از كشورهاي پيشرفته، در مبارزه با ايدز، آغاز شده است
            چطور مي‌توانيم ساختار فرهنگي‌ـ‌اجتماعي مسائل جنسي زنان كشورمان را بشناسيم؟
 تا زماني كه وارد زندگي حقيقي جنسي زنان كشورمان نشويم، و به آنها قدرت بيان آزاد دغدغه‌هاي جنسي‌شان را ندهيم نمي‌توانيم به اين هدف برسيم. بايد با تحقيقات بنيادي ـ كيفي كشف كنيم كه زنان ما دربارة مسائل جنسي چه فكر مي‌كنند و دنياي حقيقي جنسي‌شان چگونه شكل مي‌گيرد. اين واقعيت را هيچ پزشك يا متخصصي نمي‌تواند به‌تنهايي با نشستن در مطب كشف كند. متخصصان ما بايد وارد جامعه شوند و ببينند مردم چه مفاهيمي را در اين مورد استفاده مي‌كنند و رفتارهاي جنسي‌شان براساس كدام نمايشنامة جنسي شكل مي‌گيرد.

           در مقام يك متخصص، وضعيت بهداشت جنسي زنان ايران را، در مقايسه با ساير كشورها، چطور ارزيابي مي‌كنيد؟ برخلاف تصور بسياري از مردم ما، بهداشت جنسي محدود به بيماري‌هاي عفوني و ساير بيماري‌هاي جنسي نيست. رضايت جنسي و داشتن زندگي جنسي خوب و سالم هم جزء بهداشت جنسي است. براساس تجربة كاري و تا جايي كه اطلاع دارم، هنوز برنامه‌ها و طرح‌هاي مراقبتي منظمي براي كنترل بيماري‌هاي عفوني در اثر تماس جنسي، بين زنان ايراني، اجرا نشده يا اگر شده آن‌قدر جامع و كامل نبوده كه باعث بهبود زندگي جنسي زنان شود. تاكنون در كشورمان به مستندي در اين زمينه برنخورده‌ام. اگر تحقيق و مطالعه‌اي هم انجام شده، محدود و انتشارنيافته است، به چند علت: اولاً، از نظر فرهنگي و اجتماعي پذيرفته شده كه نبايد دربارة مسائل جنسي صحبت كرد، ثانياً، اين تفكر وجود دارد كه مسائل جنسي زنان با آبروي خانواده و
شخصيت اجتماعي آنها عجين شده است و بايد كاملاً محرمانه و محفوظ بماند. البته اين احتمال هم وجود دارد كه زنان ما نمي‌خواهند بپذيرند كه پديدة جنسي جزئي از هويت، و مسائل جنسي بخش مهمي از زندگي آنهاست. بنابراين تا زماني كه مشكلي در اندام‌هاي تناسلي‌شان و وضعيت باروري پيدا نكنند به متخصص مراجعه نمي‌كنند.
پس زني هم كه مبتلا به بيماري نيست بايد براي صحبت در مورد مسائل جنسي به متخصص مراجعه كند.
 ببينيد، نياز به مراجعه به متخصص يا مشاوران بهداشتي نبايد فقط در اثر ابتلا به عفونت‌هاي جنسي انتقالي از راه تماس جنسي باشد. هر زني هنگامي كه احساس كند بهداشت جنسي‌اش به خطر افتاده است، بايد به فكر باشد. مثلاً اگر هيچ لذتي از رابطة جنسي‌اش نمي‌برد، اين يك مشكل است.
در تحقيقم در 1996 به اين نتيجه رسيدم كه 2/36 درصد زنان شاغل از روابط جنسي‌شان ناراضي‌اند، اما چند درصد آنها از متخصصان كمك مي‌گيرند؟
مسئلة ديگر اجبار جنسي است كه مردان بر همسرانشان اعمال مي‌كنند. در ايران، هيچ آماري نداريم كه درصد زنان تحت اجبار جنسي را نشان بدهد.
  فكر مي‌كنيد چرا تاكنون تحقيقي در اين زمينه انجام نشده؟متأسفانه به‌نظر مي‌رسد كه بسياري از زنان ما هنوز فرق اجبار جنسي و      وظيفة جنسي را نمي‌دانند. تعداد نه‌چندان كمي از زناني كه پيش من مي‌آيند معتقدند كه پاسخ جنسي به همسر جزء وظايفشان است. وظيفه يعني اينكه هرچه از اين زن درخواست مي‌شود بدون چون‌وچرا اجرا كند، چون مي‌خواهد وظيفه‌اش را خوب انجام دهد. در چنين شرايطي، به‌دست آوردن آمار صحيح از ميزان شيوع اجبار جنسي و يا تجاوزها مشكل خواهد بود. در نتيجه، بسياري از زنان ما دچار مشكلات جنسي‌اند، اما آن را جزء مسائل بهداشتي‌شان نمي‌دانند و به متخصص مراجعه نمي‌كنند. البته حركتي در جهت ارتقاي سلامت جنسي زنان در ايران شروع شده كه اميدوارم موفقيت‌آميز باشد.             خانم دكتر، بررسي مجزاي مسائل جنسي زنان را امتياز مي‌دانيد يا ضرورت؟
ضرورت است. تا زماني كه ما قدرت تشخيص و تصميم‌گيري را به خود زنان ندهيم، نمي‌توانيم جلو برخي معضلات اجتماعي را در زمينة بهداشت جنسي بگيريم، مثلاً نمي‌توانيم از وقوع آزارهاي جنسي پيشگيري كنيم. دختر نوجوان 13، 14 ساله بايد در مورد بدنش و مسائل جنسي خودش اطلاعات كافي داشته باشد تا در زمان مواجهه با مشكل تصميم درستي بگيرد. فرض كنيد كه مادر به دخترش بگويد كه نبايد در مورد مسائل جنسي فكر كند و حرف بزند.
درصورتي‌كه اين دختر در كوچه و خيابان و حتي در خانه مورد آزار جنسي قرار بگيرد، به دو دليل نمي‌تواند واكنش
مناسب از خود نشان دهد

 اولاً،   چون اطلاعات و ذهنيتي در اين مورد ندارد، درك نمي‌كند كه تحت آزار جنسي قرار گرفته است؛

ثانياً،   با پنهان كردن موضوع، درصدد حفظ آبروي خود و خانواده برخواهد آمد. در نتيجه در ايران هم مثل جوامع مشابه موارد بسياري از آزارهاي جنسي احتمالاً هرگز گزارش نمي‌شوند. تجاوز و آزار جنسي از معضلات بزرگ اجتماعي است و با سلامت جنسي افراد ارتباط دارد، كه فقط با آگاهي دادن و توانمندسازي زنان و بررسي مسائل جنسي به‌طور جدي و مستقل قابل پيشگيري است.
         در چنين شرايطي، چه بايد كرد؟
 همان‌طور كه اشاره كردم، ابتدا بايد ساختار فرهنگي‌ـ‌اجتماعي مسائل جنسي را مشخص كنيم. با توجه به ارزش‌هاي فرهنگي و اجتماعي و مذهبي، تعريف صحيحي از آموزش‌هاي جنسي در سطوح مختلف داشته باشيم. سپس آموزش‌هاي مدون و برنامه‌هاي منظمي را به اجرا گذاريم.